۱۴۰۴ شهریور ۷, جمعه

مهران؛ نامی که تعصب و نادانی را به چالش کشید

 

نویسنده مهران آهنگر
من فرزند خانواده‌ای بودم که حتی نام‌هایشان خود قصه‌ای تلخ از تضاد و تناقض‌اند: نَجم و بُشری. «نجم» در زبان عربی به معنای ستاره
 است؛ نشانه‌ای از نور، روشنی و آسمان. «بُشری» نیز یعنی بشارت، مژده، خبر خوش. هیچ‌یک از این نام‌ها اسلامی نیستند و هیچ بار ایدئولوژیک مذهبی ندارند. برعکس، این نام‌ها حکایت از آرزوهای انسانی، امید و روشنایی می‌کنند. اما در تضادی سهمگین، واقعیت زندگی ما چیزی جز خشونت، سرکوب و تاریکی نبود...

۱۴۰۳ اسفند ۷, سه‌شنبه

انقلاب فردی در جستجوی معنای زندگی

نویسنده مهران آهنگر
در روزهایی که رفاه و ثبات اقتصادی، مرا از پرسش‌های عمیق بازنمی‌داشت، سوالی بی‌پاسخ همچنان در ذهنم می‌چرخید: چرا در کشوری زندگی می‌کنم که عدالت تنها در سطح شعار‌ها و نمایش‌های پوچ باقی می‌ماند و فساد در عمل ریشه دوانده است؟! چرا تبعیض و انحطاط اخلاقی، بر همه چیز سایه انداخته‌اند؟! چرا من در امنیت و آسایش زندگی می‌کنم، در حالی که مردم سرزمینم تحت ظلم و فساد نفس‌هایشان به شماره افتاده، امیدشان لگدمال شده و بخش بزرگی از جامعه در برابر این فساد و بی‌اخلاقی سکوت کرده‌اند؟!

این سوال‌ها جرقه‌ای در ذهنم روشن کرد که هر روز بیشتر زبانه کشید و تمام وجودم را فرا گرفت. من دیگر نمی‌توانستم نظاره‌گر فساد و تباهی نظام اسلامی باشم.


۱۴۰۳ بهمن ۱۴, یکشنبه

کارما؛ زنجیری نامرئی برای فریب انسان‌ها

نویسنده مهران آهنگر
ممکن است در فضای مجازی به افرادی بر بخورید که به‌طور مکرر در حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌شان نوشته‌اند: «Believe in karma». همان‌هایی که هرچند وقت یکبار درمورد کسی که حقّ‌شان را خورده می‌نویسند و می‌گویند مطمئن‌اند که کارما روزی همه‌ی این‌ها را به خود طرف بر می‌گرداند.


بله، در این نوشته می‌خواهیم با هم درمورد یکی از بت‌های بی‌خردان عصر اطّلاعات صحبت کنیم. نوادگان آدم‌هایی که در پس هر سکوتشان در برابر یک ظالم می‌گفتند:«واگذارش کردم به خدا»، حالا ناتوانیشان را به جای خدا، به عدالت کیهانی پاس می‌دهند.

۱۴۰۲ آبان ۲۸, یکشنبه

هدفِ ما از زندگی چیست؟

نویسنده مهران آهنگر
ما وظیفه‌ای جزء زندگی کردن در این دنیا نداریم. کار ما این نیست که خدا را کشف یا اختراع کنیم. 
اگر خدا دیده نمی‌شود، لمس نمی‌شود، شنیده نمی‌شود و اصولاً خودش نمی‌خواهد کسی او را ببیند، چه اصراری در شناخت او داریم؟! 
تنها کاری که ما برای آن ساخته شده‌ایم زندگی کردن، لذت بُردن از دوران زندگی و زندگی خوب داشتن در دانایی است، زمانی انسان موفق است که سلامت فیزیکی و روانی‌اش حفظ شده باشد، احساس و حال خوبی داشته باشد، امنیت، آرامش، حق انتخاب و آزادی داشته باشد.
به قول دکتر هلاکویی: بسیاری از اوقات ما به دلیل نوع پرورش، تعلیم و تربیت‌مان یا شرایط محیطی در مسیری قرار می‌گیریم که سرمان را پایین می‌اندازیم و پیش می‌رویم! مسئله این است که زندگی مقصدی ندارد. جایی که ما قرار نیست برسیم! جای آخرش مرگ است. 
مهم این است از این سفر، راه و جاده‌ای که می‌رویم با شادی، لذت، رضایت، خشنودی، احساس خوب و با حال خوب برویم.
مهمترین مسئله این است در من چه می‌گذرد آن زمان که جهان در گذر است؟
این رمز سده‌ها در دست جادوگران، حاکمان و دکانداران دینی بوده است و با پیشرفت دانش دست آن فریبکاران هر روز کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود. 
دانایی سلاح پیشبرد زندگی است و دیگر هیچ.

۱۴۰۲ آبان ۲۰, شنبه

ما قبرستانی‌ها!

 نویسنده مهران آهنگر
کار ما با قبر است! نشاط را ما از قبر می‌گیریم! سعادت را ما از قبر می‌گیریم!
بار و بندیل‌تان را ببندید،‌ برویم کربلا سر قبر ... از آنجا هم می‌رویم نجف سر قبر ... بعد میرویم سوریه سر قبر ... برمی‌گردیم به مشهد سر قبر ... می‌رویم قم سر قبر ... می‌رویم شیراز سر قبر ... و اینجا همه قبر هست، می‌رویم سر قبر؛ سر قبر ...
اصلاً زندگی ما همه در قبر است! به همین خاطر آبادترین جاهای ما قبرستان‌ها هستند!
حتی تورهایمان هم قبرستانی شده است!
بعد از قبر دیگر چه داریم؟! مسجد!
در حالی که مسجد هم در ارتباط با قبر ساخته شده است!
عزیزان، ما آدم‌های قبرستانی هستیم!
گویی اهل زندگی نیستیم و ما را اینگونه بار آورده‌اند.
این کشور پُر از قبر است، هر روز هم به گورها اضافه می‌شود!
امام‌زاده پشت امام‌زاده کشف می‌شود و در آنها بارگاه ساخته و به امت همیشه در صحنه برای پرداخت نذورات‌شان تقدیم می‌شود!
پس کاخ‌ها کو؟ سالن بزرگ نمایش کو؟ سالن بزرگ موسیقی کجاست؟ سالن‌های بزرگ ورزشی چه شد؟ شادمانی کجا رفت؟ آیا هدف از وجود ما فقط رفتن بر سرِ گورها بوده است؟!
دوستان؛ آیا همه‌ی زندگی ما برای قبر است؟! کشور ما شبیه قبر شده است، قبرستانی بزرگ.
حیف از این کشور که گرفتار چنین بلای ویرانگری شد.
عزیزانم، کشور بزرگ، آرمان‌های بزرگ می‌خواهد.
گویی ما زندگی کردن را فراموش کرده‌ایم و با سکوت خود مهر تأیید بر همه چی می‌زنیم ...!


۱۴۰۲ مهر ۲۱, جمعه

در بیرون خبری نیست!

 نویسنده مهران آهنگر
می‌دانیم که سال‌هاست بیشتر ایرانیانِ درون مرزهای ایران چشم به امید مبارزان بیرون از کشور نشسته‌اند و قطع امید کرده‌اند، اما هنوز بخش بزرگی از مردم ایران امیدوار به ایرانیان خارج از ایران هستند که برای آزادی آنها کاری بکنند و در کنار زندگی خود گوشه چشمی هم به فکر رفع گرفتاری‌ها و به اسارت افتادن مردم داخل داشته باشند. 

۱۴۰۲ مهر ۵, چهارشنبه

ریسمان پوسیده دین و مذهب را از گردن خود باز کنید

 نویسنده مهران آهنگر
در تاریخ جهان هیچ پدیده‌ای بیش از مذهب زمینه ساز اندوه بیزاری، بی‌عدالتی، جنگ و جنایت نبوده است. مذهب اجازه می‌دهد که انسان دست به کشتار بزند دروغ بگوید و دزدی کند و او را از تمام این کارهای غیرانسانی و بازخواست‌ها در امان نگه می‌دارد، مذهب سبب میشود تا انسان‌ها قوانین اجتماعی و اخلاقی را به نام خدا زیر پا بگذارند، مذهب اندیشه را پوک و احساس بشری را ضعیف میکند، مذهب وانمود میکند که خواست خدا بود را جواب منطقی به حساب آورد و پرسش‌های چرا؟! چگونه؟! و کجا و کی؟! را بی‌پاسخ بگذارد و بجایش با نیایش به کسی که وجود خارجی ندارد به اندیشه یک مُهر به تو مربوط «نیست» و «خفه شو» میزند.

۱۴۰۲ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

در دام واژهٔ «شهید» و قدیس‌سازی

نویسنده مهران آهنگر

هدف از این نوشتار نقدی است بر «شهید گرایی» و «مرده پرستی».

بخش عمده‌‌ای از جامعه ایران «دانسته و یا نادانسته» تبدیل به یک ربات برنامه‌ریزی شده در خدمت حکومت جمهوری اسلامی در آمده‌اند و تمام الگوهای ضد فرهنگی را از رسانه‌های حکومت، مبلغین اسلامی، محیط جامعه و عوامل نظام آموختند، واژگانی که در این تاریخ ننگین چهل و پنج ساله انقلاب اسلامی توسط حاکمین جنایتکار اسلامی با هدف نابودی فرهنگ و تقدس‌گرایی بر سر زبان‌ها انداختند و این درست همان تله‌ی ضد فرهنگی است که ملایان جنایتکار اسلامی در جهت انحطاط فرهنگ ملت ایران در ذهن‌شان فرو کردن و دریغ از کمی اندیشه، تأمل و بکارگیری خِرد که این کلمات چه پیامدهای ضد فرهنگی به همراه دارد! 

نادرست نیست که بگوییم جمهوری اسلامی میلیون‌ها نفر همانند خود تربیت کرده، در صورتی که اگر این حکومت از بین برود و جامعه ایرانی آن را قبول نداشته باشد، درست رفتار و کلماتی که این حکومت در طی این چهل و پنج سال به خوردشان داده را تکرار و انجام می‌دهند.

۱۴۰۲ تیر ۷, چهارشنبه

خداباوری؛ همان دینداری است

نویسنده مهران آهنگر
اگر به ادیان ایمان ندارید، خویشتن را بیهوده با خدای مخلوق ذهن‌تان سرگرم نکنید؛ و مطمئن باشید اگر دین‌ها دروغ‌اند، وجود خدا هم دروغی بیش نیست. الله، یهوه و اهورمزدا موجوداتی تخیلی‌اند! 

گروهی از هموطنان هنگام برخورد با نقد مسائل دین و گفتار بنده پیرامون ماوراءالطبيعه و يا خواندن نوشته‌ها و شنیدن سخن خردورزان مادیگرا، چون تکانی در ذهنیّت و تفکرشان پدید می‌آید و به درستی و منطقی بودن ادعاها پی می‌برند متأسفانه برای تبرئه‌ی باور خود به بیراهه می‌روند و بی‌پایگی دین و ناسازگاری ادعای دین را با تعقل و تفکر به آخوند و شریعتمدار نسبت می‌دهند و ذات دین را مبرا از نارسائی و خرافات بر می شمرند؛ و یا خداشناسی را مقوله‌ای جدا از دین اعلام می‌کنند. در واقع بعد از آن که در برابر ملا و آخوند و یاوه‌های متولیان دین جبهه میگیرند و آنها را رد می‌کنند به دلیل ترس از آخرتی موهوم که در اثر خواندن شرعیَّات در کودکی ذهنشان آلوده است، می‌گویند ما تمام اینها را کنار گذاشته‌ایم و تنها به خدای خودمان معتقدیم و کاری به آخوند و دین نداریم …

۱۴۰۲ خرداد ۷, یکشنبه

تحصیل کرده در بند سنت و روشنفکری؟!

نويسنده مهران آهنگر
آگاهی و آزادگی، مفهوم و معنای خاصی دارد، به صرف تحصیل کردن و مدارجی را در دانشگاه طی کردن و به یدک کشیدن عناوین گوناگون علمی، تنها ممکن است بمنظور کسب مزایا و منافع مادی پذیرفته شود ولی انسان آگاه و آزاده‌ای که بخواهد از دانش خود برای راهنمایی جامعه سود ببرد بایستی شرایط والاتری داشته باشد که مهم‌ترین آنها نخست وابسته نبودن چنین شخصیتی به هرگونه ایدئولوژی سیاسی، مذهبی و سنت‌های کهنه و قدیمی است.

۱۴۰۲ فروردین ۱۸, جمعه

خود را از تاریکخانه ایمان آزاد کنیم

نويسنده مهران آهنگر
کسی که مسلمان زاییده می‌شود «یا زاییده هر دین دیگری» یعنی بند بندگی را پیش از زاده برگردنش می‌نهند. چگونه می‌تواند به مفهوم «آزادی» پی ببرد؟
!
 
او از کودکی باید بپذیرد که انسان نادان خلق شده و نیاز به اطاعت از اوامر رسول‌الله دارد و آنچه را که او خودش اندیشه می‌کند شیطانی و گمراه کننده است و مردمی که به بردگی الله- این رسول تن داده‌اند چگونه می‌توانند به مفهوم «مردم سالاری» پی ببرند ...
 کسی که افسار اندیشه‌اش را بدست دیگران سپرد او نمی‌تواند آزادانه اندیشه کند. در هیچ مذهب و باوری نمی‌توان آزادی انسان را جای داد   ...

۱۴۰۱ اسفند ۱, دوشنبه

زنجیر اعتقادات پوچ

نويسنده مهران آهنگر
گسیختن از زنجیرها کار هر کسی نیست این یک موضوع روانی خیلی فوق‌العاده است. سدئ نود آدم‌های روی کره زمین طرفدار وضع موجود هستند، انسان‌های درجه چهارمی و برعکس، انسان‌های قانونی، پیروان آیین، سنت و نورمهای معمول زندگی یک در سد و اندک‌یست که این زنجیرها را پاره میکنند و به آزادگی می‌رسند.
آنچنان دست و پای ما را در این زنجیرهای اعتقادات پوچ پیچیده‌اند که اندیشه آزادی از بسیاری از ما بیرون رفته است، گمان می‌کنیم اگر این اعتقادات را کنار بگذاریم بازنده هستیم و در دنیا هیچ جایگاهی نداریم گمان میکنیم اگر از مشهد ثامن‌الائمه ما را پشتیبانی نکند قطعاً بدبخت خواهیم شد.

۱۴۰۱ آذر ۱۰, پنجشنبه

اسلام دینی؛ با گفتار بد، کردار بد، و پندار بد.

نويسنده مهران آهنگر
گفتارش همه دروغ، همه تهدید، همه ترسانیدن، همه یاوه و بیهوده، پندارش همه واهی، همه ساختگی، همه بی‌محتوا و بی‌اساس، کردارش همه ترور، همه سنگسار، همه دخالت در تمام شئون بزرگ و کوچک زندگی همه، خوار و خفیف کردن زن، همه امر به معروف و نهی از منکر با چماق، زنجیر، تیغ، پنچه بکس، شیشه اسید و همه ضدیت با پیشرفت، تمدن، علم و دانش. 
مادران و پدران گرامی لطفا از این ارثیه دردسر خیز فرزندان خود را محروم کنید و آنچه بر سر شما آورده نگذارید روزگار فرزندان بی‌گناه‌تان هم به تباهی و تیره‌گی بکشد فرزندان پاک و مهربانتان را در آتش اسلام کباب نکنید.

۱۴۰۱ مهر ۲۹, جمعه

اندیشه کنیم

نویسنده مهران آهنگر
اگر قرار است در ایران فردا، حتی، دین از حکومت هم جدا باشد ولی هنوز مقررات اسلامی بشکلی محترم شمرده شده و کم و بیشی از این مقررات هم اجرا و رعایت شود، و باز هم حرف آخـر را یک آیت‌الله بزند، برای آزادی خواهان و دموکراسی طلبان، چه فرقی می‌کند آخوندی رئیس جمهور و یا شاهزاده‌ای شاه باشد. هنگامی که سرنوشت ملتی به فتوای یک آخوند بستگی پیدا کند، چه فرقی دارد رئیس جمهور آن ملت دکتر محمد مصدق باشد یا محمد خاتمی؟ در کشورهای اسلامی هیچ فردی، ملی نیست، همه عبد و بنده هستند. در ایران فردا اگر حتی یک قانون شرعی رعایت و اجرا شود و یا پذیرفته شود که قرآن کتاب آسمانی ما است، گفتگو از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر حرف مفتی بیش نیست، در هرجا که قرآن باشد، آزادی و پیشرفت به آنجا پای نخواهد گذارد. خیلی‌ها می گویند، در گذشته به ما اجازه ندادند کتاب‌های خمینی را بخوانیم که تا اسلام را بهتر بشناسیم، امروز که خوانده‌اید و یا می‌توانید بخوانید، پس چرا اسلام را نشناخته‌اید و چرا هنوز مساجد و بنیادهای اسلامی در کالیفرنیا و در سایر نقاط را پر از وکیل و دکتر و مهندس و معلم و زنان بظاهر تحصیل کرده می‌بینیم، براستی عیب کار از کجاست؟ نخستین کار ضروری و اساسی برای داشتن ایرانی پیشرفته، آباد و سربلند، رهایی یافتن از دست اسلام است، اسپانیایی‌ها پس از هفتصد سال به این نتیجه رسیدند و خود را نجات دادند، آیا ما ایرانی‌ها پس از یک‌هزار و چهار صد سال همت آن را داریم که فقط حرفش را بزنیم و بگوییم ما اسلام را نمی‌خواهیم، یا نه این قافله تا به ابد لنگ است و زبان ها بسته باقی خواهد ماند!

۱۴۰۱ شهریور ۲۲, سه‌شنبه

عمر دست خدا نیست

نویسنده مهران آهنگر
طول زندگی دست خود انسان است. ما هر زمان که بخواهیم میتوانیم به زندگی خود پایان دهیم، پس مرگ دست خودمان است. برای درازتر کردن عمر هم با خوردن غذای سالم، خوابیدن به اندازه کافی، ورزش کردن، انتخاب کار مورد علاقه، حرص و جوش نخوردن، قانع و خوشحال بودن از هر چه داریم و مانند این ها می‌توانیم عمر خود را درازتر از سن معمولی کنیم. پدران ما در هفتاد سالگی پیر بودند و میمردند امروز به مدد دانش و پزشکی ۸۰ ساله‌ها هم خود را پیرمرد و پیر زن نمی‌نامند و به راحتی مردم امروز به نود سالگی پای می‌گذارند، پس ادعای مرگ و زندگی دست خداوند است پوچ و بیهوده است. برای جلوگیری از حوادثی مانند تصادف کردن با ماشین نیز انسان‌ها می‌توانند با داشتن جاده خوب، ماشین مطمئن و سرعت قابل کنترل از بروز تصادف‌ها جلوگیری کنند و یا با پیشرفت بیشتر در امور پزشکی بر بیماری‌های ژنتیکی نیز فائق آیند. طول عمر که دست خدا نباشد، هیچ چیز دیگر هم دست خدا نیست. و اصلا خدایی نیست که چیزهای انسان! دست او باشد!

۱۴۰۱ مرداد ۵, چهارشنبه

«زن ایرانی پیش از اسلام»

نویسنده مهران آهنگر
ای زن ایرانی، روزی تو فرمانده و شهریار ایران زمین بودی، تازیان تو را خاکستر نشین و ضعیفه کردند با پشت پا زدن به کیش بیابنگردان سربلندی گذشته را به دست آور تا در پهنه گیتی همچون خورشید تابناک بدرخشی.

۱۴۰۱ اردیبهشت ۵, دوشنبه

مقدسات مردم یا مزخرفات آخوندی

نویسنده مهران آهنگر
زمانی که روشنگران جامعه حقایق مذهبی را با مردم خرافات‌زده در میان می‌گذارند و می‌کوشند تا آنان را از خواب هزار ساله بیدار کنند دکانداران دین می‌گویند: «آقا! به مقدسات مردم توهین نکنید.» دو واژه «مقدسات مردم» چیزی جزء اختراع آخوند دین فروش نیست. از ملایان باید بپرسید چه چیزی مقدس است و از کدام مردم سخن می‌گویید؟

۱۴۰۱ فروردین ۱۹, جمعه

دین کارخانه دروغ پردازی

نویسنده مهران آهنگر
- یکی از دروغ‌ها این است که می‌گویند دین‌ها برای صلح و برادری آمده‌اند: ولی می‌بینید که پایه دین‌ها بر فشار، تبعیض، کشتار و زورگوئی بوده و هنوز هم هست - موسی مصر را به آتش می‌کشد و بلاهای دهگانه بر مصریان وارد می‌کند. محمد به کاروان‌ها حمله می‌کند مردها را می‌کشد - زن‌ها و اموال را بین پیروان خود تقسیم می‌کند حتی عیسی هم آنچنان آشوبی راه می‌اندازد که خود او را به صلیب می‌کشند تا از دستش راحت شوند - علاوه بر این پیروان این ادیان که برای صلح و برادری آمده‌اند چشم دیدن همدیگر را ندارند.

-  دروغ دیگر: دین‌ها برای بشریت آزادی آورده‌اند؟!

۱۴۰۱ فروردین ۵, جمعه

کودکان قربانیان اصلی و اولیه مذاهب هستند!

نویسنده مهران آهنگر
میدانیم که نوزاد وقتی متولد می‌گردد. بدنش در برابر بیماری‌های عفونی ایمنی ندارد بدین سبب از همان ماه‌های اول تولد با تزریق واکسن‌های گوناگون بدن کودک را در برابر هجوم میکروب‌ها و ویروس‌ها مثل کزاز، دیفتری، سیاه سرفه، سرخک، فلج اطفال و امثال آن مصون می‌کنند. باید توجه داشته باشیم همانطور که بدن نوزاد در برابر میکروب‌ها و ویروس‌ها مصنویت ندارد فکر و روان او نیز دست نخورده و بدون مصنویت است. اما می‌بینیم قضیه کاملاً برعکس است و از ناتوانی و بی‌دفاع بودن کودک سوء استفاده می‌گردد و افکار مذهبی در حقیقت ویروس فکر و اندیشه توسط پدر و مادر و اطرافیان وارد مغز کودک می‌گردد و آنچنان آلودگی فکری پدید می‌آورد که فرد حتا نمی‌تواند آگاه گردد که افکار او آلوده به ویروس مذهب است و آن‌چنان بیمار و باورمند می‌گردد که خود او هم همین افکار و همین ویروس‌های فکری را به فرزندان خود و نسل بعد منتقل می‌کند و این زنجیره معیوب همچنان ادامه می‌یابد. بنا بر این یکی از وظایف انسانی - وجدانی افرادی که خود قید و بند افکار مذهب رها کرده و ویروس‌های فکری مذهب را از اندیشه خود به دور انداخته‌اند "یعنی افرادی که به آگاهی و توامندی اندیشه رسیده‌اند" این است که به حمایت کودکان برخیزند و از حقوق کودکان و یک نوع کودک آزاری و حتا جنایت به حساب می‌آید و نباید اجازه داد که پدر و مادر افکار ساده - سالم و بدون ایمنی کودک را با ویروس افکار مذهبی و خرافات اثبات نشده آلوده کنند و حق کودک را برای انتخاب افکار محترم بشمارند تا وقتی کودک بزرگ شد و دانش آموخت و توانست راستی‌ها و درستی‌ها را با معیار عقل و دانش بسنجد و خودش تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد افکار مذهبی را قبول کند یا نه؟ اگر چنین شود و فقط یک نسل به آن عمل کند ویروس افکار مذهبی از جامعه بشریت حذف می‌گردد مثل ویروس آبله که دیگر در جهان وجود ندارد.

۱۴۰۰ اسفند ۲۸, شنبه

سال نو را تبریک نمی‌گویم

نویسنده مهران آهنگر
سال جدید هم مانند این سال‌ها سالی نامبارک خواهد بود. هزاران سال است با یک خودفریبی سال جدید را سالی پر از بهروزی برای همدیگر آرزو می‌کنیم. آیا خودمان برای بدست آوردن این بهروزی تلاشی می‌کنیم؟ حدود ۸۰ میلیون ایرانی در هر سال نو آرزوی سالی بهتر و رهایی از دست جمهوری اسلامی می‌کند ولی میان این ۸۰ میلیون ۸ نفر را پیدا نکردیم که برای سالی بهتر و رهایی ملت از دست جمهوری اسلامی از خود گذشتگی نشان بدهند و جمع‌شان پس از چند روز و چند ماه متلاشی نشود.

فرم تماس

نام

ایمیل *

پیام *